فرهنگ آریان‌پور

حل نشده

#۷۶٬۶۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

unresolved

تصمیم نگرفته، حل نشده، تصفیه نشده

۲

outstanding

بیشتر تحمل کردن، برجستگى داشتن، بیشتر ایستادن، عازم دریا شدن unsolved