فرهنگ آریان‌پور

حل نشدنی

#۷۶٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

insoluble

حل نشدنى، لاینحل، غیر محلول، ماده حل نشدنى

۲

insolvable

حل نشدنى، غیر قابل تبدیل به پول نقد

۳

indissoluble

حل نشدنى، تجزیه نا پذیر، آب نشدنى، ناگداز، غیر قابل حل، به هم نخوردنى، منحل نشدنى، ماندگار، پایدار

۴

inextricable

نگشودنى، حل نشدنى، حل نکردنى

۵

insolubility

غیر محلولى، حل نشدنى، ناگذارى، ماندگارى

۶

irresolvable

تجزیه ناپذیر، غیر قابل تجزیه، جدا نشدنى، حل نشدنى