فرهنگ آریان‌پور

حل مسئله

#۷۶٬۵۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

resolvent

(پزشکى) محلل، حلال، جواب، حل، حل مسئله

۲

answer

پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ

۳

solution

چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه