فرهنگ آریانپور
حل مسئله
#۷۶٬۵۹۷
resolvent
(پزشکى) محلل، حلال، جواب، حل، حل مسئله
answer
پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ
solution
چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه