فرهنگ آریان‌پور

حل شدن

#۷۶٬۵۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

solvate

ماده محلول، حل شدن، محلول شدن

۲

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن

۳

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن