فرهنگ آریان‌پور

حکومت‌ کننده

#۷۶٬۵۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ruling

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule