فرهنگ آریانپور
از نزدیک
#۷٬۶۲۳
close up
از نزدیک، از جلو
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
forby
(forbye =) ـ نزدیک، از نزدیک، از پهلوى، جز، سواى، بعلاوه
forbye
(forby =) ـ نزدیک، از نزدیک، از پهلوى، جز، سواى، بعلاوه
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن hot تیراندازی pointblank
near
نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن
close
به دقت
closely
جاى محصور، چهاردیوارى، محوطه، انتها، پایان، ایست، توقف، تنگ، بن بست، نزدیک بستن، منعقد کردن، مسدود کردن، محصور کردن close
intimate
مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى