فرهنگ آریان‌پور

از نزدیک

#۷٬۶۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

close up

از نزدیک، از جلو

۲

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۳

forby

(forbye =) ـ نزدیک، از نزدیک، از پهلوى، جز، سواى، بعلاوه

۴

forbye

(forby =) ـ نزدیک، از نزدیک، از پهلوى، جز، سواى، بعلاوه

۵

hot

گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن hot تیراندازی‌ pointblank

۶

near

نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن

۷

close

به دقت

۸

closely

جاى محصور، چهاردیوارى، محوطه، انتها، پایان، ایست، توقف، تنگ، بن بست، نزدیک بستن، منعقد کردن، مسدود کردن، محصور کردن close

۹

intimate

مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى