واژههای فارسی←از میهن راندنفرهنگ آریانپوراز میهن راندن#۷٬۶۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱expatriateاز کشور خود راندن، تبعید کردن، ترک کردن میهن، تبعیدىواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر