واژههای فارسی←از میدان در کردنفرهنگ آریانپوراز میدان در کردن#۷٬۶۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱outfight(past: outfought ; past participle: outfought) ـ پیروز شدن، از میدان در کردنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر