فرهنگ آریانپور
از میان رفتن
#۷٬۶۰۲
fail
خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن
death
مرگ، درگذشت، فوت
perish
مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن
vanish
ناپدید شدن، به صفر رسیدن، غیب شدن، (آوا شناسى) بخش ضعیف و نهایى بعضى از حرف هاى صدادار
wither
پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن
failure
واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت
dissipate
پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن
extinction
اطفاء، خاموش سازى، اعدام، انهدام، انقراض