فرهنگ آریان‌پور

حفظ‌ کردن‌ از خطر

#۷۶٬۰۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ensure

مطمئن ساختن، متقاعد کردن، حتمى کردن، مراقبت کردن در، تضمین کردن

۲

preserve

قرق شکارگاه، شکارگاه، مربا، کنسرو میوه، نگاه داشتن، حفظ کردن، باقى نگهداشتن