فرهنگ آریان‌پور

حفظ‌ کردن

#۷۶٬۰۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

memorize

حفظ کردن، از بر کردن، یاد سپردن، بخاطر سپردن

۲

retain

ابقا کردن، نگهداشتن، نگاه داشتن، از دست ندادن، حفظ کردن

۳

shield

سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن

۴

protect

حفاظت کردن، حمایت کردن، حراست کردن، نیکداشت کردن، نگهدارى کردن، حفظ کردن

۵

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۶

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۷

study

مطالعه، بررسى، مطالعه کردن، تحصیل، درس، غور و بررسى، موضوع تحصیلى، اتاق مطالعه، تحصیل کردن، درس خواندن، خوانش، بررسى کردن

۸

defend

دفاع کردن از، حمایت کردن

۹

sustain

نگهداشتن، متحمل شدن، تحمل کردن، تقویت کردن، حمایت کردن از

۱۰

conserve

نگهدارى کردن، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، کنسرو

۱۱

maintain

نگهدارى کردن، ابقا کردن، ادامه دادن، حمایت کردن از، مدعى بودن، نگهداشتن، برقرار داشتن

۱۲

memorization

حفظ کنى