فرهنگ آریان‌پور

از میان

#۷٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

per

با، توسط، به وسیله، در هر، براى هر، از میان، از وسط، برطبق

۲

thru

(through =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، بواسطه، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام

۳

across

سرتاسر، از این سو به آن سو، در میان، از عرض، از میان، از وسط، از این طرف به آن طرف

۴

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر