واژههای فارسی←از موقع - قبل -فرهنگ آریانپوراز موقع - قبل -#۷٬۵۸۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱prematureپیش رس، قبل از موقع، نابهنگام، نارسواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر