فرهنگ آریان‌پور

حساب‌ کردن پای‌ کسی

#۷۵٬۵۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه