واژههای فارسی←از مسند خود خلع کردنفرهنگ آریانپوراز مسند خود خلع کردن#۷٬۵۴۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unseatسرنگون کردن (از تخت یا کرسى)، محروم کردن نماینده از کرسىواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر