فرهنگ آریان‌پور

حس - بی -

#۷۵٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۲

numb

کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن

۳

callous

سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى

۴

astonied

گیج، بى حس، کر

۵

impassive

تالم ناپذیر، بى حس، پوست کلفت، بى عاطفه، خونسرد

۶

insensate

بى حس، بیحال، بى عاطفه، بى معنى، بى فکر

۷

impassible

بى حس، فاقد احساس، بیدرد

۸

insensible

بیشعور، بى حس، غیر حساس

۹

insentient

بى حس، بیجان

۱۰

insensitive

بى حس، بى عاطفه، جامد، کساد، غیر حساس، کرخت