فرهنگ آریانپور
حس
#۷۵٬۴۰۶
sense
حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن
esthesis
حس، احساس (خصوصااحساس ناقص)
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
quale
خاصیت، شیى داراى خاصیت، هوشیارى، حس
feeling
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
sensation
احساس، حس، شور، تاثیر، (معنى مجازى) ظاهر
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه، استعداد، قوه ذهنى، استعداد فکرى