فرهنگ آریانپور
حریف
#۷۵٬۳۳۸
foe
دشمن، عدو، مخالف، ضد، منافى، مضر، حریف
match
تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت
rival
هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن
opponent
مخالف، ضد، معارض، حریف، طرف، خصم
adversary
دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد
competitor
رقیب، هم چشم، حریف، هم آورد، همکار
side
طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره
antagonist
هم آورد، مخالف، ضد، رقیب، دشمن
contestant
ستیزه جو، مسابقه دهنده، مدافع