فرهنگ آریان‌پور

حریف

#۷۵٬۳۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

foe

دشمن، عدو، مخالف، ضد، منافى، مضر، حریف

۲

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۳

rival

هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن

۴

opponent

مخالف، ضد، معارض، حریف، طرف، خصم

۵

adversary

دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد

۶

competitor

رقیب، هم چشم، حریف، هم آورد، همکار

۷

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۸

antagonist

هم آورد، مخالف، ضد، رقیب، دشمن

۹

contestant

ستیزه جو، مسابقه دهنده، مدافع