فرهنگ آریان‌پور

حریصانه خوردن

#۷۵٬۳۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gobble

حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن

۲

engorge

حریصانه خوردن، بلعیدن

۳

gut

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن

۴

lap

دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن

۵

gull

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن

۶

wolf

(جانور شناسى) گرگ، حریصانه خوردن، بوحشت انداختن

۷

devour

بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن

۸

guzzle

بلعیدن، حریصانه خوردن، سرکشیدن