واژههای فارسی←از مرکز به اطراف پراکنده شدنفرهنگ آریانپوراز مرکز به اطراف پراکنده شدن#۷٬۵۳۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱radiateتابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر