واژههای فارسی←از مرکز بدن - دوری -فرهنگ آریانپوراز مرکز بدن - دوری -#۷٬۵۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱abductionعمل ربودن (زن و بچه و غیره)، ربایش، دورشدگى، (پزشکى) دورى از مرکز بدن، قیاسى، قیاسواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر