فرهنگ آریان‌پور

از مرکز - دور -

#۷٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

outlying

دور افتاده، دور از مرکز

۲

outskirt

دور از مرکز، حاشیه، مرز، حوالى، حومه