واژههای فارسی←از مردی انداختنفرهنگ آریانپوراز مردی انداختن#۷٬۵۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱emasculateاز مردى انداختن، اخته کردن، (مجازى) سست کردن۲unmanفاقد مردانگى کردن، از مردى انداختنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر