واژههای فارسی←حرکت کردن - کندی -فرهنگ آریانپورحرکت کردن - کندی -#۷۵٬۱۲۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱lazyتنبل، درخورد تنبلى، کند، بطیى، کندرو، با کندى حرکت کردن، سست بودنواژههای نزدیک در الفباحرکت کردن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحرکت کردن - سبکروحی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحرکت کردن - سرعت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحرکت کردن - سنگین -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحرکت کردن - سیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحرکت کردن - صدا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر