فرهنگ آریان‌پور

از مد افتادن

#۷٬۵۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۲

outmode

منسوخ شدن، از مد افتادن، غیر مرسوم

۳

superannuate

متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن

۴

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)