واژههای فارسی←از محلی عبور کردنفرهنگ آریانپوراز محلی عبور کردن#۷٬۵۰۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱trajectاز محلى عبور کردن، از مسیر بخصوصى گذشتن، عبور، گذرگاه، ورا افکنى، ورا افکندنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر