فرهنگ آریان‌پور

حرکت - بی -

#۷۴٬۹۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pat

نوازش، دست زدن آهسته، قالب، نوازش کردن، دست نوازش بر سر کسى کشیدن، آهسته دست زدن به، بهنگام، بموقع، بى حرکت، ثابت، به طور مناسب

۲

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۳

frozen

(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى freeze

۴

otiose

بى حرکت، بى مصرف، مهمل، بى نفع، بى سود

۵

stabile

مستقر و پایدار، بدون حرکت، بى حرکت، مقاوم در برابر گرما

۶

statist

سیاستمدار، آمارگر، ساکن، بى حرکت

۷

immobile

بى جنبش، بى حرکت، ثابت، جنبش ناپذیر

۸

moveless

بى حرکت

۹

motionless

بى حرکت

۱۰

stationary

ساکن، استاده، بى تغییر، ایستا، بى حرکت، لایتغیر