فرهنگ آریانپور
حرکت - بی -
#۷۴٬۹۷۳
pat
نوازش، دست زدن آهسته، قالب، نوازش کردن، دست نوازش بر سر کسى کشیدن، آهسته دست زدن به، بهنگام، بموقع، بى حرکت، ثابت، به طور مناسب
still
آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى
frozen
(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى freeze
otiose
بى حرکت، بى مصرف، مهمل، بى نفع، بى سود
stabile
مستقر و پایدار، بدون حرکت، بى حرکت، مقاوم در برابر گرما
statist
سیاستمدار، آمارگر، ساکن، بى حرکت
immobile
بى جنبش، بى حرکت، ثابت، جنبش ناپذیر
moveless
بى حرکت
motionless
بى حرکت
stationary
ساکن، استاده، بى تغییر، ایستا، بى حرکت، لایتغیر