حرکت
#۷۴٬۹۶۷
departure
حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ، انحراف
ambulation
حرکت، گردش
locomotion
حرکت، جنبش، نقل و انقال نیرو به وسیله حرکت، تحرک، نقل و انتقال، (مجازى) مسافرت
gest
(geste =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره
move
جنبیدن، لولیدن، تکان دادن، حرکت دادن، به جنبش درآوردن، بازى کردن، متاثر ساختن، جنبش، تکان، حرکت، اقدام، (در بازى) نوبت حرکت یا بازى، به حرکت انداختن، وادار کردن، تحریک کردن، پیشنهاد کردن، تغییر مکان، حرکت کردن، نقل مکان
poke
سیخونک، ضربت با چیز نوک تیز، فشار با نوک انگشت، حرکت، سکه، سکه زدن، فضولى در کار دیگران، سیخ زدن، به هم زدن، هل دادن، سقلمه زدن، کنجکاوى کردن، به هم زدن آتش بخارى (با سیخ)، زدن، آماس
stir
جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
geste
(gest =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره
action
کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت
motion
جنبش، تکان، حرکت، جنب و جوش، پیشنهاد، پیشنهاد کردن، طرح دادن، اشاره کردن
gesture
اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا
behavior
رفتار، حرکت، وضع، سلوک، اخلاق
movement
جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت
progress
پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر
behaviour
رفتار، حرکت، وضع، سلوک، اخلاق
behaviuor
رفتار، حرکت، وضع، سلوک، اخلاق
demeanour
رفتار، سلوک، وضع، حرکت