واژههای فارسی←از محل محصوری به محل غیر محصوری امدنفرهنگ آریانپوراز محل محصوری به محل غیر محصوری امدن#۷٬۴۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱debouch(علوم نظامى) از محل محصورى به محل غیر محصورى آمدن، از تنگنا در آوردن، مفر، راه خروجواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر