فرهنگ آریان‌پور

حراست‌ کردن

#۷۴٬۶۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

safeguard

تامین کردن، امن نگهداشتن، حفاظ، پناه، حفظ کردن و از (خطر)، حراست کردن

۲

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۳

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن