فرهنگ آریان‌پور

حراست

#۷۴٬۶۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

protection

حراست، حمایت، حفظ، نیکداشت، تامین نامه، حفاظت، محافظت

۲

preservation

نگهدارى، حفظ، محافظت، جلوگیرى، حراست

۳

ward

نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن

۴

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن

۵

custody

حفاظت، حبس، توقیف

۶

keeping

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۷

vigilance

مراقبت، مواظبت، شب زنده دارى، کشیک، آمادگى، چالاکى، احتیاط، گوش بزنگى

۸

conservation

نگهدارى، حفاظت، حفظ منابع طبیعى