فرهنگ آریان‌پور

حدقه

#۷۴٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

orbit

مدار، مسیر دوران، دور زدن، حدقه، فلک، مسیر، دور، حدود فعالیت، قلمرو، به دور مدارى گشتن، دایره وار حرکت کردن

۲

pupil

شاگرد، دانش آموز، مردمک چشم، حدقه

۳

socket

پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن