فرهنگ آریان‌پور

حدفاصل

#۷۴٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

contour

محیط مریى، خط فاصل درنقشه هاى رنگى، نقشه برجسته، نقاشى کردن، طراحى کردن، حدفاصل

۲

division

تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه