فرهنگ آریان‌پور

حدس زدن

#۷۴٬۵۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

surmise

حدس زدن، گمان بردن، حدس، گمان، تخمین، ظن

۲

guesstimate

حدس زدن، (بدون داشتن اطلاعات کافى) تخمین زدن

۳

rede

مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت

۴

guess

حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن

۵

infer

استنتاج کردن، استنباط کردن، پى بردن به، (زبان عامیانه) حدس زدن، اشاره کردن بر

۶

imagine

تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن

۷

conjecture

گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن

۸

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس

۹

gauge

درجه، اندازه، پیمانه، مقیاس، معیار، ضخامت ورق فلزى یا قطر سیم و غیره، پیمانه کردن، آزمایش کردن، اندازه گرفتن، اندازه گیر

۱۰

divine

خدایى، یزدانى، الهى، کشیش، استنباط کردن، غیب گویى کردن

۱۱

expect

چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن

۱۲

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۱۳

suspect

بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن، مظنون بودن، مظنون، مورد شک

۱۴

estimate

تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن