فرهنگ آریان‌پور

حدس

#۷۴٬۵۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

guess

حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن

۲

surmise

حدس زدن، گمان بردن، حدس، گمان، تخمین، ظن

۳

aim

دانستن، فرض کردن، ارزیابى کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن (به)، به نتیجه رسیدن، قراول رفتن، قصد داشتن، هدف گیرى کردن، نشانه گرفتن حدس، گمان، جهت، میدان، مراد، راهنمایى، رهبرى، نشان، هدف، مقصد

۴

supposal

فرض، تصور، حدس

۵

guesswork

کار حدسى

۶

conjecture

گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن

۷

hunch

خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده

۸

theory

نظریه، نگره، فرضیه، اصول نظرى، علم نظرى، اصل کلى، فرض علمى، تحقیقات نظرى، نگرش

۹

estimate

تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن

۱۰

judgment

(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى

۱۱

reckoning

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۱۲

estimation

تخمین، براورد، برآورد

۱۳

supposition

فرض، تصور، احتمال، گمان، پندار، انگاشت، فرضى، انگاشتى