حدس
#۷۴٬۵۱۵
guess
حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن
surmise
حدس زدن، گمان بردن، حدس، گمان، تخمین، ظن
aim
دانستن، فرض کردن، ارزیابى کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن (به)، به نتیجه رسیدن، قراول رفتن، قصد داشتن، هدف گیرى کردن، نشانه گرفتن حدس، گمان، جهت، میدان، مراد، راهنمایى، رهبرى، نشان، هدف، مقصد
supposal
فرض، تصور، حدس
guesswork
کار حدسى
conjecture
گمان، حدس، ظن، تخمین، حدس زدن، گمان بردن
hunch
خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده
theory
نظریه، نگره، فرضیه، اصول نظرى، علم نظرى، اصل کلى، فرض علمى، تحقیقات نظرى، نگرش
estimate
تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن
judgment
(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى
reckoning
شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن
estimation
تخمین، براورد، برآورد
supposition
فرض، تصور، احتمال، گمان، پندار، انگاشت، فرضى، انگاشتى