فرهنگ آریانپور
حداکثر
#۷۴٬۴۹۵
peak
قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن
utmost
بیشترین، منت هاى کوشش، حداکثر، دورترین
maximum
بیشترین، بیشین، بزرگترین و بالاترین رقم، منتهى درجه، بزرگترین، بالاترین، ماکسیمم، بیشینه، حداکثر
maximal
بیشین، وابسته به حداکثر، وابسته به ضرب المثل
uttermost
حداعلى، حداکثر، بیشترین
all
همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "
top
سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى
extreme
بشدت، بافراط
outside
بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى
farthest
دورترین، اقصى نقطه، بعیدترین، دورترین نقطه
extremity
نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت