فرهنگ آریان‌پور

حداقل (2)

#۷۴٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

minim

وابسته به حداقل، یک ششم دراکم، چکه، قطره، جانور بسیار ریز، آدم کوتوله، نقطه، حداقل، چیز کم اهمیت و خرد، کوچکترین ذره، هر چیز کوچک، خرد، ذره، کمترین

۲

minimal

کمین

۳

minimum

کمینه، حداقل، کمترین، دست کم، کهین