فرهنگ آریان‌پور

حداقل

#۷۴٬۴۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

minim

وابسته به حداقل، یک ششم دراکم، چکه، قطره، جانور بسیار ریز، آدم کوتوله، نقطه، حداقل، چیز کم اهمیت و خرد، کوچکترین ذره، هر چیز کوچک، خرد، ذره، کمترین

۲

minimum

کمینه، حداقل، کمترین، دست کم، کهین

۳

barely

به طور عریان، با اشکال

۴

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى