فرهنگ آریان‌پور

حتمی

#۷۴٬۳۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cretain

مسلم، قطعى، حتمى، معلوم، بعض، بعضى، برخى، تاحدى، اطمینان، خاطرجمعى

۲

cocksure

غره، حتمى، پرافاده

۳

imminent

قریب الوقوع، حتمى

۴

categoric

قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط

۵

emergence

امر فوق العاده و غیره منتظره، حتمى، ناگه آینده، اورژانس

۶

emergency

امر فوق العاده و غیره منتظره، حتمى، ناگه آینده، اورژانس

۷

imperative

امرى، دستورى، حتمى، الزام آور، ضرورى

۸

categorical

قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط

۹

indispensable

واجب، حتمى، چاره نا پذیر، ضرورى، ناگزیر، صرفنظر نکردنى، لازم الاجرا

۱۰

all right

(در گویش) صحیح، بسیار خوب، بى عیب، حتمى

۱۱

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۱۲

sure

یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم

۱۳

definite

معین، قطعى، تصریح شده، صریح، روشن، معلوم

۱۴

outright

یک جا، جمله، آشکارا، کاملاً، بیدرنگ

۱۵

necessary

لازم، واجب، ضرورى، بایسته، بایا

۱۶

ineluctable

نا گریز، چاره ناپذیر، غیر قابل مقاومت، ناچار

۱۷

unmistakable

خالى از اشتباه و سوء تفاهم، بى تردید