فرهنگ آریانپور
حتما
#۷۴٬۳۶۵
decidedly
قطعاً، حتما
presently
بزودى، عنقریب، لزوما، حتما، آنا، فعلا
inevitable
نا چار، نا گزیر، اجتناب نا پذیر، چاره نا پذیر، غیر قابل امتناع، حتما، حتمى الوقوع، بدیهى
inevitably
ناچار، بناچار، حتما، به طور چاره ناپذیر
sure
یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم
certainly
معین، مقرر، محقق
definitely
معین، قطعى، تصریح شده، صریح، روشن، معلوم doubtlessly sure thing of course