واژههای فارسی←حباب صابون بیرون دادنفرهنگ آریانپورحباب صابون بیرون دادن#۷۴٬۳۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفباحب ساختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحب کوچکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحب نفسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحب و کپسولی که باقند و شکر پوشیده باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحبابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحباب براوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر