فرهنگ آریان‌پور

حباب

#۷۴٬۳۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

boll

حباب، برآمدگى مانند، (گیاه شناسى) قوزه پنبه، پیاز

۲

bubble

حباب، جوشیدن، قلقل زدن، حباب برآوردن، (مجازى) خروشیدن، جوشاندن، گفتن، بیان کردن، آبسوار، (مجازى) اندیشه پوچ

۳

blob

قطره (چسبناک)، لکه، گلوله، حباب، مالیدن، لک انداختن

۴

globe

کره، گوى، حباب، زمین، کره خاک، کروى کردن، گرد کردن globe lampshade

۵

blubber

کف، حباب، چربى بالن وسایرپستانداران دریایى، چاق شدن، چربى آوردن، هاى هاى گریستن، با صدا گریستن، الچروبه

۶

spume

کف روى دیگ، کف کردن، کف