فرهنگ آریان‌پور

از کمینگاه حمله‌ کردن

#۷٬۳۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ambush

کمین، کینگاه، دام، سربازانى که درکمین نشسته اند، پناه گاه، مخفى گاه سربازان براى حمله، کمین کردن، در کمین نشستن