واژههای فارسی←از کمینگاه تیراندازی کردنفرهنگ آریانپوراز کمینگاه تیراندازی کردن#۷٬۳۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱snipe(جانور شناسى) نوک دراز، پاشله، از کمینگاه تیر به اردوى دشمن زدن، پاشله شکار کردنواژههای نزدیک در الفبااز کم به بیش رسانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کم به بیش رسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کم تجربگی دراوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کمبود هوای تازه رنج بردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کمین گاه به سوی دشمن تیراندازی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کمینگاه تیر به اردوی دشمن زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر