فرهنگ آریان‌پور

حاضر بودن

#۷۳٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stand by

دم دست، حاضر بودن، دم دست بودن آماده خدمت

۲

report

گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا

۳

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۴

readiness

آمادگى