فرهنگ آریان‌پور

از کار کار در اوردن

#۷٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

work out

از کار کار در آوردن، در اثر زحمت و کار ایجاد کردن، حل کردن، تعبیه کردن، تدبیر کردن، تمرین