فرهنگ آریان‌پور

چنبر

#۷۱٬۶۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tore

(past of tear) ـ قاش زین، قرپوس زین، گچ برى، چنبرى، علف بلند، مرتع، چنبر

۲

coil

چنبره زدن، فنر، به دور چیزى به طور مارپیچ پیچیدن، مارپیچ، سیم پیچ

۳

clavicle

(کالبد شکافى) ترقوه، چنبر

۴

collarbone

(clavicle =) ـ (کالبد شکافى) ترقوه، چنبر

۵

link

پیوند، به هم پیوستن، پیوند دادن، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، بند، میدان گلف، زنجیر، قلاب، متصل کردن، جفت کردن

۶

loop

حلقه، حلقه طناب، گره، پیچ، چرخ، خمیدگى، حلقه دار کردن، گره زدن، پیچ خوردن، حلقه زنى

۷

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۸

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۹

periphery

جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود

۱۰

circumference

پیرامون، محیط، محیط دایره