چکیده
#۷۱٬۳۷۴
abstract
چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى
droppings
چکیده، اشک کباب، مومى که از شمع مى چکد، سرکین
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى
resume
از سر گرفتن، خلاصه تجربیات، حاصل، خلاصه، چکیده کلام، ادامه یافتن، از سرگرفتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن
tabloid
خلاصه شده، تلخیص شده، چکیده، روزنامه نیم قطع و مصور
succinct
موجز، کوتاه، مختصر، مجمل، فشرده، چکیده
gist
جان کلام، ملخص، لب کلام، نکته مهم، مطلب عمده، مراد
capsule
کپسول، پوشش، کیسه، پوشینه، سرپوش
extract
استخراج کردن، عصاره گرفتن، بیرون کشیدن، اقتباس کردن، شیره، عصاره، زبده، خلاصه
summary
خلاصه، مختصر، موجز، اختصارى، ملخص، انجام شده بدون تاخیر، با شتاب
synopsis
خلاصه، مجمل، اجمال، مختصر
conspectus
نمودار، اجمال، زمینه
distillate
عرق، عصاره