فرهنگ آریانپور
چکی
#۷۱٬۳۶۹
spot
خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى
rough
زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن
wholesale
عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن
indiscriminate
ناشى از عدم تبعیض، خالى از تبعیض، یکسره