فرهنگ آریانپور
چکیدن
#۷۱٬۳۷۳
drip
چکیدن، چکه کردن، چکانیدن، چکه
trickle
چکیدن، چکانیدن، چکه
drop
افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده
lave
ریختن، کشیدن، چکیدن، شستشو کردن
plash
ترشح کردن، صداى چلپ چلوپ ایجاد کردن، چکه کردن، چکیدن، چلپ چلپ
dripping
چکیده گوشت، اشک کباب، جزغال، (صداى) چکیدن
distil
تقطیر کردن، گرفتن، عرق گرفتن از، شیره گرفتن
distill
(distil =) ـ تقطیر شدن، عرق گرفتن از، چکاندن
dribble
چکانیدن، خرده خرده پیش بردن (توپ فوتبال را)، چکشیدن، پابپا کردن (توپ فوتبال)